دریغ کردن آب از گیاهان یک اشتباه بزرگ..

یکی از چیزهایی که در دزفول نظر من را به خود جلب کرد خشک بودن بعضی از بلوارها و خالی بودن آب حوضهای درون شهر بود.
برای همین تصمیم گرفتم این مطلب را بنویسم و نظر شما را در مورد آن جویا شوم.
وقتی به شهرهایی می روم که در میان کویر و در منطقه ای کاملا خشک و بی آب و علف هستند تعجب می کنم از این که با وجود این بی آبی تمام بلوارها، پارکها و حوضها سبز و پر آب هستند.
و تمام این سرسبزی را مدیون چشمه های کوچک و قنات ها و البته توجه مسئولین شهر می باشند.
در این شهرها با وجود خنکی هوا در طول روز گیاهان توسط کارگران شهرداری چند بار آبیاری می شوند و دائما شیلنگ ها و لوله های باز آب را می بینید که در حال تراوت بخشیدن به گیاهانند.
و حوضها و فواره هایی را ملاحضه می کنید که علاوه بر پر آب بودن دارای آبی تمیز هستند.
اما متاسفانه در شهر ما دزفول علاوه بر وجود چنین رود عظیم، تمیز و بسیار خنک گیاهان بعضا خشک بوده و یا از کم آبی رنج می برند، چمن ها خشک و ضمخت هستند، حوضها(مانند پارک دولت که با آب هیچ فاصله ای ندارد) کاملا خشک و یا پر از آبی فاسد و گندیده، مملو از خزه و جلبک که بوی گندی می دهند و محلی برای پرورش لارو پشه هستند.
بعضی ها گرما را بهانه کرده اند اما از نظر علمی گیاهانی همچون کنار ، اوکالیپتوس، ابریشم و کونیکاکارپوس( که به تازگی وارد دزفول شده و بعضی ها به اشتباه آن را درخت مورت می نامند) ... از گرمایی همچون گرمای دزفول خشک نمی شوند و تنها مشکل آنها کمبود آب است.
از شما می خواهم به پارک جنگلی میلاد بروید(یک کیلومتر بعد از گاومیش آباد) انبوهی از درختان اوکالیپتوس که در اثر بی آبی رو به مرگند، اما وقتی به داخل پارک بروی به انشعابی از رود می رسید که به داخل پارک آمده و بهشتی کوچک ساخته.
انبوهی از درختان بید در دو طرف این آب (حدوداً 7 متر عرض) رشد کرده که شاخه های بلند و سبزشان به درون آب افتاده آنقدر زیبا که هیچکس فکر نمی کند همچین جای باصفایی در دزفول است.
ما می توانیم از رود خود انشعاب بکشیم و در این انشعابات جنگلهایی با صفا و خنک ایجاد کنیم.
اگر تا به حال به شهر نهاوند واقع در استان همدان نرفته اید به شما پشنهاد می کنم حتما به آنجا بروید، خود شهر، شهری نسبتاً فقیر و کم امکانات بوده که هیچ جاذبه ی توریستی ندارد اما در چند کیلومتر آنطرف تر از شهر چشمه ای وجود دارد که آب حاصل از آن به اندازه ی آب یک کانال باریک است اما آنقدر در اطراف این آب درخت کاشته اند که به جنگلی تبدیل شده که آبی زیبا از میانش در گذر است.
در یک روز معمولی از تابستان که به آنجا رفتیم به طرزی غیر قابل باور در آن چشمه از شهری بدون جاذبه ی توریستی چیزی حدود 200 مسافر (بدون اغراق) دیدیم.
فقط همت مسئولان دزفول کافیست تا اطراف دزفول و حتی خود شهر بسیار زیبا و خنک شود.
واقعا چرا؟ شما بگویید.


قطع درختان یک اشتباه بزرگ...

گرما در دزفول بیداد می کند و افتاب سوزان مردم، خانه ها، اتومبیل ها و همه چیز را در گرمای خود غرق می سازد.
در این شهر گرم سایه ی کوچک درختی می تواند واقعا موثر باشد اما در دزفول بر خلاف شهرهای خنک که هیچ نیازی به سایه ی درختان ندارند به طور مداوم درختها را بریده و قطع می کنند!
بعضی ها بهانه می آورند که برای سیم های برق است، اما مگر شهرهای دیگر سیم برق ندارند.
بعضی دیگر می گویند سیم برق در گرما داغ شده و باعث آتش گرفتن درخت می شود، باز هم یک تفکر غلط.
اما چرا مسئولین درختان شهر را قطع می کنند آن هم در فصل گرما جای سوال دارد.
در کنار منزل ما بلواری پر از درخت است که هر سال در وسط تابستان آنها را از وسط به طوری که فقط تنه ی اصلی بماند قطع می کنند.
واقعا چرا؟ شما بگویید.

اوکالیپتوس یک اشتباه بزرگ...

در سالها پیش بیماری مالاریا در تمام جهان شیوع یافت.
در آن دوران خبری از واکسن و درمان نبود اگر هم بود امکانات پایین پزشکی این اجازه را نمی داد.
تا اینکه محققان فهمیدند بیماری مالاریا در محلهایی که آبهای ساکن و مردابی وجود دارد بیشتر شیوع می یابد و بعدها متوجه پشه ی مالاریا شدند.
دانشمندان که رابطه ی بین میزان بیماری و آبهای منطقه را فهمیده بودند به دنبال روشی می گشتند تا این آبها را از بین ببرند.
درخت اوکالیپتوس در اوایل رشد خود به شدت آب را جذب کرده و سریعا رشد می کند به همین دلیل این درخت از تنها منزل خود یعنی استرالیا یه تمام جهان فرستاده شد و مرم به کاشت این درخت آبهای ماده و فاسد را که محل زندگی لارو مالاریا بود می خوشکاندند و به این ترتیب این درخت به دزفول هم آمد.
آب و هوای دزفول دقیقا مشابه استرالیا است و این امر باعث شد که این درخت به سرعت در این محل که آب هم فراوان بود تکثیر یابد و حتی بعد از پایان دوره ی خطر مالاریا در جهان در دزفول کسی به فکر کم کردن این درختان غریبه نباشد.
بعضی ها می گویند چه عیبی دارد درخت و سرسبزی زیاد شود، اما معایب این درخت زیاد است.
در برگهای این درخت که تنها برای کووالا خوشایند است ماده ای شیمیایی وجود دارد که مانع رشد گیاهان دیگر می شود و وقتی این برگ خشک شده بر زمین می افتاد مانع رشد گیاهان دیگر در پای و اطراف درخت می شود.
کافیست به پارک جنگلی لاله بروید که پر از اوکالیپتوس است خواهید دید که بعضا با وجود آب در پای این درختان به جز خاک نمناک و اندکی علف هرز هیچ چیز رشد نمی کند.

واقعا چرا؟ شما بگویید.

پروژه های آبی علی کله یک اشتباه بزرگ...

این مطلب برای کسانی که به شنا در علی کله در نزدیکی سد عادت دارند چندان خوشایند و منطقی نیست.
چند سال پیش در علی کله طرحهای جالبی همچون جداکردن انشعاب کوچکی از آب برای شنای کودکان و ساخت سایبانهایی در بین دو آب انجام شد که واقعا طرحهای خوبی بود زیرا علاوه بر ایجاد محلی امن برای شنای کودکان مکان اقامت افراد را نیز زیبا و خنک می کرد زیرا آب از دو طرف در حال عبور بود.
اما پروژه ی بعدی خوبی ها و بدی هایی داشت که من معایب را زیاد می بینم.
پروژه ی بعدی گذاشتن دیواره ای بتنی در قسمت بالای رود بود تا مکانی عمیق و پرآب تر ایجاد سازد و در زمان طرح این پروژه (که با خشکسالی هم مصادف بود) شاید تصور بر این بوده که این دیوار بتنی مانع می شود افراد را آب رودخانه با خود ببرد.
اما بعد از پروژه:
بعد از پروژه میزان آب پشت دیواره بیشتر از آن طرف شده و مکانی را برای شنای افراد ایجاد کرده که در دوره ی خشکسالی دوساله کمتر نقطه ای امن با این عمق پیدا می شد.
اما بعد از مدتی و افزایش آب مشکلات نمایان شدند.
آب بالا آمد و با شدت از روی دیواره عبور می کند و اگر کسی به آن دیواره برسد به علت فشار آب و جهت دادن به آن با شدت به وسط رودخانه کشیده می شود.
چند سوراخی(قطر حدود یک متر) که قرار دادند تا از فشار زیاد آب جلوگیری کنند با زیاد شدن آب به زیر آب رفته و از دورن آب قابل روئیت نیستند و کسانی که شنا می کنند خواه نخواه به آن سمت کشیده شده و اگر از وجود آنها آگاهی نداشته باشند به درون آنها رفته و با سرعت از آن طرف به بیرون هل داده می شوند و احتمالا باز هم به وسط رود بروند.
در آن طرف رود و کنار دیواره ی بلند دیوار بتنی قطع می شود تا آب از آنجا خارج شود اما دیده شده افرادی که در آن حوالی به شنا می پردازند.
با قرار دادن این دیواره تقریبا تمام رودخانه ی اصلی بعد دیواره کم عمق شده و در اکثر موارد پر از جلبک گشته و علاوه بر از بین بردن زیبایی قبلی دیگر کمتر کسی به رود اصلی اعتنا می کند و همه به استخر بتنی می روند.
از آنجایی که انشعاب کناری هم دیواری بتنی داشت تا آب از آنجا راه به بیرون نیابد، این انشعاب آنقدر کم عمق شد که به جز قسمت بالایش بقیه آب تا زانو بیشتر عمق ندارد و بعضا پر از جلبک و خزه است.
البته این جلبکها فرصت مناسبی برای تجدید حیات گونه های آبزی رود دز است که رو به نابودی بودند، گونه هایی همچون: خرچنگها، میگوهای آب شیرین، گربه ماهی که واقعا بومی بوده و واقعا نادر شده است، ماهی کپور(که البته بومی نیست) و ماهی که نام محلی آن پهمک است.
پروژه بعدی که گذاشتن سرسره ی آبی در زیباترین نمای دز بود باعث محدود کردن شنا در انشعاب نیز شده.
مورد بعدی ریختن فاظلاب کثیف و سیاهی به درون آب علی کله و درس در کنار آسیابها است، آیا مسئولین به این مسئله واقف نیستند که این فاظلاب متحفن باعث خرابی سریع این آثار باستانی ارزشمند شده و لکه های سیاه پاک نشدنی بر روی آنها به جای می گذارد.
واقعا سهل انگاری تا چه حد، تا خرابی مهمترین آثار باستانی شهرمان.
چند روز پیش هم پسری 17 ساله ظاهرا بعد از شیرجه زدن در آب در یکی از آلموتور هایی که از کار ساخت دیواره در آب به جای مانده بود گیر کرده و متاسفانه قادر به رهایی نبوده و غرق می شود، البته خود مسئولین نیز به بالا رفتن آمار غرقشدگان اشاره کرده اند(اما لازم به ذکر است شنا کردن مسافرانی که از شهر های خوزستان می آیند و به شنا و رود آشنایی ندارند نیز خود عاملی بر بالا رفتن این آمار است).
حال شهرداری در حال اجرای طرحهای نسبتا جالبی در منطقه ی بند کلک یا همان دووه است که البته هنوز جای انتقاد دارد اما امید می رود بلایی که بر سر علی کله و طبیعتش آمد بر سر این محل و طبیعت زیبایش نیاید.
واقعا چرا؟ شما بگویید.