ضیائی دزفولی

مرحوم حجت الاسلام حاج مولی محمد رشید، متخلص به « ضیائی» فرزند مرحوم حاجی بابا در سال1247 در دزفول پا به عرصه وجود گذاشت. تحصیلات اولیه خود را در دزفول به پایان رسانید، وی در دوران حیات خود از محضر مرحوم حجت الاسلام آقای آقا سید حسین بزرگ فرزند مرحوم آقا سید عبدالکریم موسوی از سادات محترم گوشه استفاده نمود. ضیائی پس از آن در نجف اشرف از محضر درس خاتم الفقهاء و المجتهدین آیت اللهحاج شیخ مرتضی انصاری دزفولی برخوردار گشت. مرحوم ضیائی پس از ارتحال شیخ مرتضی انصاری رهسپار سامراء شد. در آنجا در خدمت آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی به تکمیل علوم دینی پرداخت. مرحوم ضیائی از هر دو معلم بزرگوار خود اجازه اجتهاد داشته است. وی سپس به نجف اشرف مراجعت نمود و در آنجا از محضر درس مرحوم آقا سید مرتضی کشمیری برخوردار گشت. آن گاه به دارالمؤمنین دزفول مراجعت نموده و حوزه درسی خود را دایر نمودند.

وی عالمی مطلع در علوم دینی و تاریخ و ادبیات فارسی و عربی، مجتهدی متقی پرهیزگار، واعظی مبرز و دانشمند و شاعری بزرگ با طبعی غرا و معلوماتی جامع بود، ولی هیچ وقت خود را شاعر ندانسته و آن را رتبه و مقداری برای خود نمی شمارد، چنانکه خود می گوید:

نبود شاعریم رتبه و مقدار، که تا سازدش بیخردی مایه سر کوفتنم

نه مرا سالفه از بیژن و گرگین در نظم نه سخن ران گه و بیگاه زگیو و پشنم

گر چه در دوران ضیائی شاعران دیگری نیز بوده اند ولی هیچ کدام شهرت مرحوم ضیائی را بدست نیاورده اند. گویند که این شهرت شاعری ضیائی حتّی در زمان حیات وی نیز وجود داشته است. چنانکه هر کس لااقل یکصد قصیده از ضیائی را می خواند ارادتی به ایشان و شعرش پیدا می کرد.

اشعار مرحوم ضیائی غالباً قصیده و مدح ائمهُ اطهار(ع) است و خود این مدیحه سرائی آل رسول(ص) را سبب نجات خود می داند:

غرضم خدمتی و دست آویزی است که نجاتی دهد، از لغزش و انداختنم

از این شاعر و مداح اهل بیت(ع) تنها قسمتی از دیوان شعر وی تحت عنوان زهرائیه به جای مانده، که یک بار در سال 1330 قمری در بمبئی هندوستان به چاپ رسید و بار دیگر در سال 1323 شمسی در تهران به نام کلیّات دیوان ضیائی چاپ گردید. این دیوان یا بخش زهرائیه دیوان که بجای مانده است به همّت انتشارات عالمشاه (در دزفول) در اربعین حسینی 1402 هجری قمری بار دیگر تجدید چاپ شد. شاعر خود درباره وجه تسمیهُ زهرائیه چنین می گوید:

نام این مجموعه زهرائیه آمدزین سبب اوّل و آخر به نام زهراستی

زهد و تقوای ضیائی:

درباره ی خصوصیات روحی و زهد و تقوای ضیائی نکاتی را نقل کرده اند که به ذکر یکی از این نکات بسنده می شود:

گویند مرحوم ضیائی هیچ وقت از آب «قنات قمش اصلان آباد» که درآمد چهار نخود آن وقف روشنائی قبر امیر المؤمنین حضرت علی بن ابیطالب (ع) است، جهت وضو و غیره استفاده نمی نمودند. از ایشان علت را پرسیدند و ایشان اظهارداشتند: شاید در میان مالکین صغیری باشد و او راضی نباشد حقش پایمال بشود. به هر حال مرحوم ضیائی پس از مدتی توقف در دزفول چند صباحی در خرم آباد و بروجرد به تدریس اشتغال داشت و بعد به نجف اشرف رفت و در پایان عمر دوباره به دزفول بازگشت و سرانجام در سال1333 پس از85 سال زندگی بدرود حیات گفت و در مقبره ی استادش آقا سید حسین گوشه، در نزدیکی مسجد لب خندق به خاک سپرده شد. بعدها چون مقبره ی فوق الذکر در مسیر خیابان شمالی شهر واقع و ویران شده بود؛ توسط اهالی خیراندیش دزفول پس از مدتها پیکر مرحوم آقا سید حسین گوشه و شاگردش، مرحوم ضیائی و نوه اش مرحوم شریعتمدار آقا سید محمود شریعتی، که عالمی فاضل و زاهدی بی نظیر بود به مسجد ملا حاجی انتقال و دفن گردید. وی مورد احترام اهالی متدین دزفول اند.

آن گونه که از پیش گفتار دیوان ضیائی به قلم دکتر گوشه گیر بر می آید، مرحوم ضیائی در ایام حیات و در شهر خود گرفتار آلام روحی زیاد بوده و این تألمات به حدی در او تأثیر داشته که در تمام قصاید خود، به کنایه از آن ها یاد کرده و نالیده است. مرحوم ضیائی در قصیده ای در موعظه و شکایت از زمانه چیز می سراید. آن گونه که از پیش گفتار دیوان ضیائی به قلم دکتر گوشه گیر بر می آید، مرحوم ضیائی در ایام حیات و در شهر خود گرفتار آلام روحی زیاد بوده و این تألمات به حدی در او تأثیر داشته که در تمام قصاید خود، به کنایه از آن ها یاد کرده و نالیده است. مرحوم ضیائی در قصیده ای در موعظه و شکایت از زمانه چیز می سراید.