ابتدا باید بدانیم معنی کلمه "جن" چیست؟

کلمه جن عربی است و جمع آن " اجنه" و معنی آن ناپیدایی،خفا، و در تاریکی بودن است. و چون این موجودات از نظرها پنهانند و در منظر مردم نیستند به آنها جن گفته اند،کلمه جان نیز که در قیاس با جسم ،چیز نادیدنی است از همین ریشه است.و نیز جنون که عارضه ای درونی و روانی است هم مشتق این ریشه است.چون بیماریهای جسمی مثل تب و تورم و شکستگی و ...عوارض قابل لمس و دید هستند،اما عارضه جنون منشا درونی دارد و قابل دید نیست.

جن مخلوقی از خداوند است که از آتش آفریده شده است و قدرت شکل پذیری بسیار بالایی داردبرخلاف آدمیان که از گل سرشته شده اند.در آیاتی از قران نیز به خلقت جن اشاره شده است:

و خلق الجان من مارج من نار (و جنیان را از شعله آتش رخشنده خلق کرد)

و ما خلق الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات والارض فانفذوا لا تنفذن الا بسلطان.(ای گروه جن و انس اگر میتوانید در اطراف زمین و آسمانها برشوید و از قبضه قدرت الهی بیرون روید،هرگز خارج از ملک و سلطنت خداوند نتوانید شد)

چون محل زیست جنها در بیغوله ها و جاهای تنگ و تاریک است و در گذشته هم به سبب بافت سنتی و خاص شهر دزفول ،از اینگونه جاها زیاد وجود داشت،حضور اجنه هم ملموس تر و زیاد تر بود و حتی بعضی خانوادها آنقدر به آنها نزدیک بودند که با آنها بده بستان داشتند و بعضی نقل میکنند که در " شوادان " منزلشان گاهی خود بخود مثلا ده عدد از نانهایشان کم میشد و بعد از یکی دو روز دوباره ده عدد نان به آنها اضافه می شد.

اجنه های حمام گربه:

حمام گربه که قبلا حمام ناظر نامیده میشد،در امتداد خیابان امام خمینی شمالی در ابتدای محله سیاهپوشان قرار داشت.میگویند روی بام این حمام لانه ی گربه ای بود که این گربه از سر در حمام به بیرون سرک می کشید ولی گاهی به صورت بز و یا بزغاله و گاهی هم به شکل بره و یا حیوان دیگری ظاهر میشد و از این جهت شایع بود که این حمام اجنه دارد و به حمام گربه معروف شد.

در گذشته در دزفول مانند بسیاری از شهر های دیگربرق و آب لوله کشی وجود نداشت و مصرف از رودخانه و سربطاقها و بعضا از چاهها تامین میشد و با توجه به این وضع در هیچ خانه ای حمام وجود نداشت و مردم مجبور بودند از حمام بیرون استفاده کنند.حمامها هم اکثرا کثیف و تاریک و پر از سوسک و قورباغه و سایر حشرات مضره بود.

بیشتر مردم شبانه و مثلا از ساعت 2 نیمه شب تا اذان صبح به حمام میرفتند،علی الخصوص در زمان کشف حجاب که برمیگردد به دوره رضاخان و زنان مجبور بودند نیمه شب و دسته جمعی به حمام بروند.(چون نیمه شب دیگر ماموری نبود که متعرض آنها شود)

پیرمرد نود ساله ای بنام کربلایی حاجی که خداوند عمر او را طولانی تر کند،تعریف کرده که :

یک شب برای رفتن به حمام از خانه بیرون آمدم همین که به در خانه همسایه مان مشهدی عبده رسیدم،دیدم او هم از خانه بیرون آمد و قصد حمام دارد،باهم به حمام گربه رفتیم.در حمام به زحمت جایی را میدیدیم و باید مدتی می ماندیم تا چشممان به تاریکی عادت کند ،من در صحن حمام مشغول شستشو شدم و مشهدی عبده به داخل حفره دخمه مانند نمره رفت.بغل دستیم از من خواست پشتش را کیسه ای بکشم و او هم پشت مرا کیسه ای بکشد. وقتی پشتش را کیسه کشیدم بلند شد که او هم پشت مرا کیسه بکشد ،متوجه پایش شدم دیدم سم دارد،وحشت زده به هوا پریدم که دیگران را اطلاع بدهم که مواظب باشند، ولی به هر فرد دیگری که نزدیک میشدم دیدم آنها هم سم دارند،باشتاب و اضطراب به در نمره آمدم و مشهدی عبده را صدا کردم که سریعا بیرون بیاید،هرچه اصرار کرد که چه شده ؟ در میان آن همه اجنه ترسیدم جریان را بگویم،بالاخره با بی تابی من به هر صورت او هم نیمه شسته از نمره بیرون آمد و سریعا صحن حمام را ترک کردیم و به طرف قباله آمدیم.

مشهدی عیدی حمامی همین که شتاب و نیمه کاره ماندن آبتنی ما را دید پرسید چه شده؟ شما که هنوز حمام نکرده اید، گفتیم دیرمان شده میخواهیم به اذان صبح برسیم،گفت هنوز که چند ساعت به اذان صبح مانده و شما خیلی زود آمده اید و یکی دوساعت دیگر تازه سر و کله مشتریان پیدا می شود،راستش را بگویید که جریان چیست؟ به او گفتیم واقعیت قضیه این است که امشب تمام مشتریان داخل حمام ،اجنه هستند ،گفت اشتباه می کنید شاید چشمتان عوضی می بیند گفتیم نه و سریعا پول اورا دادیم،موقع خداحافظی پایش را روی پای دیگرش گذاشت،دیدیم خود او هم سم دارد،به هر حال به بیرون پریدیم ،چند قدمی که آمدیم مشهدی عبده گفت :خدا خیرت بدهد از بس عجله کردی و مرا دستپاچه کردی گیوه هایم را جا گذاشتم و برگشت که گیوه هایش را بیاورد ،نظرم به پایش افتاد دیدم او هم سم دارد.

صبح روز بعد به در خانه مشهدی عبده رفتم که واقعه دیشب را برایش تعریف کنم بچه هایش گفتند سه روز است برای مطالباتش به خارج شهر رفته است.در آن زمان ساعت خیلی کم بود و مردم از روی هوا و ستارگان و طلوع و غروب خورشید وقت را میفهمیدند و بعدا معلوم شد که آن شب کربلایی حاجی به علت عدم اطلاع از ساعت ،خیلی زود به حمام رفته بود،زمانی که حمام در قرق از ما بهترات(اجنه) بوده است.

منبع:وبلاگ دزفول شهر من