گرچه در منابع و مآخذ تاريخي ، به جريان عبور امام رضا ( ع ) از شهرهاي دزفول و شوشتر نسبت به حرکت تاريخي امام (ع) از مدينه به مرو با ترديد نگريسته و بعضي از مورّخان آن را به دور از واقعيت دانسته اند ، امّا شواهد و قرائني هم وجود دارد که توقّف امام رضا ( ع ) را در اين دو شهر و ديگر شهرهاي مسير فارس را محتمل مي سازد که به منظور روشن شدن موضوع به بيان آن ها مي پردازيم :

1) مأمون دستور داده بود تا حضرت رضا ( ع ) را از راه بصره و اهواز و فارس به مرو بياورند و نه از مسير قم . ( منتهي‌الآمال ، 869 )

2) در آن زمان ، از خوزستان به عراق دو راه عمده وجود داشته است که يكي از  سمت بصره به بغداد مي‌رفت و ديگري كه از مسير شهر واسط به بغداد مي‌رسيد . اصطخري (340 هجري قمري) منازل راه واسط عراق به فارس را بدين صورت بيان نموده است: واسط( يك منزل ) ، طيب ( يك منزل ) ، قرقوب ( يك منزل ) ، شوش ( يك منزل ) جندي‌شاپور در نزديكي دزفول ( يك منزل ) ، شوشتر ( يك منزل ) ، لشكر [= عسكر مكرم] ( سه منزل ) ، رامهرمز ( دو منزل ) ، بازار سنبيل( يك منزل ) ، ارغان [= ارجان] »   ( ممالك و مسالك ، 94 ) . حال اگر بپذيريم كه حضرت رضا ( ع ) از راه واسطِ عراق به سمت ايران حركت فرموده‌اند ، طبعاً به شهرهاي بزرگي همچون جندي‌شاپور كه در نزديكي دزفول ، شوشتر و... واقع بوده‌اند ، وارد     شده اند . ( تاريخ دزفول ، 52 )

۳) وجود شهرهاي معروفي چون « جندي شاپور » در خوزستان آن روز با توجّه به نقشة جهان در دوران حکومت امام رضا (ع) و در مسير راه عراق به فارس و بيان اين نکته که در زمان هاي گذشته [ و حتّي زمان حال ] ، معمولاً جادّه هاي اصلي در کنارة شهرهاي بزرگ احداث مي شد تا اين که کاروانيان پس از طي يک منزل ( فاصلة حرکت يک روز کاروان ) ، با فرارسيدن شب در حاشية شهرهاي بزرگ که از امنيت بيشتري برخوردار بودند ، به استراحت              مي پرداختند ؛ محتمل است که امام (ع) در شهر جندي شاپور [ در فاصلة 10 کيلومتري دزفول] که در آن زمان يکي از بزرگترين شهرهاي موجود آن زمان بوده ، توقّفي داشته باشند .

4) وجود تعداد قابل توجهي قدمگاه و  بُقاع متبرّکه از شوش تا دزفول ، و از کهنک تا شوشتر مانند : شاه خراسان ( شاخُراسون در تداول محلّي دزفول )،و قدمگاه امام رضا ديمي در دزفول ، قدمگاه امام رضا (ع) در روستاي کُهنک در مسير دزفول ـ شوشتر ، وجود بقعة شاه خراسان و دو بقعة ديگر تحت عنوان امام رضا ديمي در شوشتر در اين خصوص در خور تأمّل و بررسي است .

 

5) اين نکته که هنوز هم شهرهاي کوچکتر تحت تأثير نام شهرهاي بزرگ واقع مي شوند ، ما را وا    مي دارد بپذيريم در گذشته که تمام خوزستان زماني‌تحت تأثير جندي شاپور بود و زماني تحت تأثير اهواز و يا شهر شوش باستان بوده   است .مدّت زماني هم از «دزفول » به نام « شوشتر » ياد مي کردند ؛ دور از انتظار نبوده است که در آن زمان ، تمامي شهرهاي مسير حرکت امام در خوزستان تحت تأثير نام يکي از شهرهاي استان قرار گرفته و نامشان ذکر نشده باشد .

 

6) بنا به روايت محدّث كبير، سيّدنعمت‌الله جزايري ( ره ) ، در كتاب « المجموعه » آقا سيّد محمّد [= سبزقبا که بارگاهشان در دزفول است] ، برادر حضرت امام رضا ( ع ) است و عبور آن حضرت از دزفول به هنگام عزيمت به طوس ، محض زيارت قبر مقدّس حضرت سبزقبا بوده است . ( انديشمندان  دزفول ، 33 )

گفتني است که بعد از شهادت امام هفتم ، حضرت موسي بن جعفر(ع) به دست هارون الرشيد خليفة عباسي ؛ فرزندان آن امام و سادات علوي در ديگر بلاد و سرزمين هاي اسلامي پراكنده شده در آن  سرزمين ها تبليغات و مبارزات مخفي و آشكار خود را آغاز نمودند. از جمله فرزندان اين امام بزرگوار ، احمد و محمّد بن موسي الكاظم (ع) و حضرت معصومه (س) مي باشند كه هر كدام به سويي حرکت کرده و پس از اينکه خود را به محل امني رساندند ؛ در آن جا به مبارزات خود عليه خاندان بني عبّاس پرداختند . حضرت محمّد بن موسي ( ع ) به قصد تبليغ و نشر افكار پدر بزرگوارشان و در راستاي امامت برادر ارجمندش امام رضا ( ع )  ، امام هشتم شيعيان ؛ و به منظور يافتن مكاني أمن و به دور از دسترس عُمّال خلفاي جور از مدينه خارج گرديد . آن حضرت پس از گذشتن از بيابان هاي بي آب و علف و سوزان شبه جزيرة عربستان ، غريبانه به شهر أمن دارالمؤمنين « دزفول » وارد شدند ( در آن زمان ، نامي از « دزفول » نبوده است و فقط ني زاري چند و تعدادي خانه هاي گلي وجود داشته كه از توابع شهر باستاني شوش محسوب مي شده اند .) سيّد به شغل سقايت ( سقّايي ) در دزفول مشغول مي شود . آن حضرت با مشك از رودخانة « دز » كه در نزديكي محلّ اقامت ايشان بود ، براي مردم آب مي آورد . سيّد جزايري در کتاب خود به نام المجموعه مي نويسد : « در نتيجه و اثر كرامت و انفاس قدسيّة اين امام زاده هركس از آبي كه مي آورد ، مي آشاميد به اذن خداوند به كلّي از آلام واسقام مصون مي ماند و خير و بركت در زراعات و مواشي و اغنام ايشان به ظهور مي رسيد . »

پس از گذشت يک سال ، اين امام زادة شريف در بستر بيماري افتاد و بيماري آن حضرت مدّت دوازده روز بيشتر طول نكشيد و سر انجام در حالي كه تنها نوزده بهار از عمر آن سيّد جليل القدر مي گذشت به اجداد طاهرين خود پيوست . ( وَ مَضَي مِنْ عُمرِهِ الشَّريفِ تِسعه عشرسنهً و ماتَ في بُحبوبَهِ شَبابه .) سيّدعبدالله داعي دزفولي دركتاب خود موسوم به « تذكره الاخيار ومجمع الابرار » مي نويسد : « از ديگر بُقاع الخيري كه در محوطة ولايت(دزفول) واقع شده است ، السيّد المعظّم ذريّة صحيحة طيبّة بقيّة باقية آل عبا ، سيّدمحمّد المشهور به سبزقبا است ، كه در محلّة لبخندق از محلاّت حيدر خانة دزفول واقع شده است. بلا شبهه از قرار معمّرين خواصّ وعوام والسنه وافواه كافّة انام فرزند جناب موسي الكاظم صلوات الله عليه مي باشد و مرقد او زيارتگاه عموم سكنة ولايت است . نفس قدسيّه اش در سرعت انجاح خالي از اثر عظيم نيست ، چه اين معني مشخّص است كه زادگان از پدر بي نصيب وبي بهره نخواهند بود و به مضمون « اَلْوَلَدُ سِرّ ُاَبيِه » و به قدر قابليّت مادّة فيض از فيّاض مي رسد.والله اَعْلَمُ العالِمُ ... . »

نویسنده ی مطلب: احمد لطيف پور