آسيابها:
بر روى روخانه دز,در شمال غربى دزفول آثار سدى وجود داردكه هنوز بقاياى 3 ديوار در جبهه جنوبى و دوغرفه بر روى ديوار بدنه اصلى و دو دهنه اصلى و يك طاق فروريخته باقى مانده است؛كه به لهجه محلى آن را " اُسيواى گله گه بالايى"(آسيابهاى گلوگاه بالايى) مىنامند.اين   بناى تاريخى از سنگ و گچ وآجر ساخته شده و به فاصله 300مترى از آن بناى سدى ديگر به نام " اُسيواى گله گه دومِنى"(آسيابهاى گلوگاه پايينى)قرار گرفته است.
معروف است كه اين آسيابها در زمان صفويه ساخته شده اند وآمده است كه:"در اين دوره [دوره صفويه]حدود50تا60آسياب در وسط رودخانه ساخته شده كه تااخيراً(تا 30سال پيش) هم مورد استفاده قرار مي گرفته است.
آسياب رعنا(اُسيواى رعنا):
اين بنا در غرب شهر دزفول و در كنار رودخانه دز چسبيده به قسمتى كه اكنون پل جديد دزفول ساخته شده است؛در محل معروف به رعنا قرار گرفته است.
چگونگى آسيابها و محل استقرار آنها:
در جلوى دو دهانه اول ضلع شرقى پل قديم,آثار چند قطعه بناى فروريخته و ديوارى مخروبه و قسمتهايى كه به مجارى آب شباهت دارند و نيز در رو به روى دهانه سوم,آثار ديوارى مخروبه باقى مانده است.
پىها در تمام بدنه ها و پايه ها,قديمى و به نظر ميرسد از دوران ساسانى باشد.در جلوى بعضى از آنها آثار ساختمانى و ديوارها و دستكهاى پل مشاهده ميشود.درست در ضلع شمالى اين پل و در قسمت خلفى آن آثار ساختمانى سد و بند تنظيم كننده و آبراهه هاى هدايت و تقسيم آب در ضلع شرقى در ساحل رودخانه هويداست كه قسمتى از اين تأسيسات ويران و در بستر رودخانه افتاده است.محتمل است كه پل بندى كه شرح آن گذشت و اكنون به آسيابهاى رعنا معروف است ؛به روزگار آبادى پلى عمومى براى عبور و مرور بوده وآثار به جامانده در اطراف پل بقاياى تأسيسات نگهدارى پل و نظارت برآب رودخانه بوده اند.
روبه روى دهانه سوم پل و آغاز اولين دهانه بتنى در ضلع شمالى در بستر رودخانه آثار و ابنيه مخروبه اى شامل سد و بند و طاق و آبراهه و ديوار وطاقنماهايى باقيست.
قسمت جنوب غربى اين تأسيسات شامل يك طاق با ديواره ساروجى در كنار طاقنماى كوچك و طاقنماىكوچكترى در سطح بالاتر در جوار آن و آبراهه هايى كم عرض به عرض 5/1متر و در جهت ديگر پايه جسيمى باد يواره ساروجى.از طرف اين ضلع ديوار اطاقى ديده ميشود.در قسمت شمال شرقى اين آثار ديواره اى عمود بر بستر رودخانه با 3 دهانه پل ,كه يكى از آنها كه دهانه ميانى است بزرگتر و دو دهانه كوچكتر در طرفين؛واقع است.در همان محل اطاق كوچك ديگرى وجود دارد با تركيب و شكل بدنه آبخور كشتى.قسمتى از اين آثار جديدتر است و به نظر ميرسد مربوط به روزگار صفوى باشد.
گمانِ اينكه در پشت پل عمومى به عهد ساسانيان,تأسيسات كوچكترى براى تقسيم آبِ انباشته شده در آبگير شمالى رودخانه,براى هدايت آب به مزارع پايين دست شهر يا اطراف آن وجود داشته است؛چندان خالى از صحت نمى باشد.