پلنگ ایرانی
پلنگ
برزگترين گربه سان ايران (در حال حاضر) با جثه اي بزرگ که طول بدن آن تا 160 سانتي متر و بلندي در ناحيه شانه تا 75 سانتي متر مي رسد. بدن اين گربه سان نسبتاً دراز و باريک و دستها و پاهاي قوي او با پنجه ها و ناخنهاي بزرگ و گوشهاي کوتاه و مدور و بدون موهاي بلند انتهاي، و دم دراز که طول آن معمولاً از نصف طول بدنش بيشتر است.
دسته خالهاي گل مانند در همه جاي بدن و دم و دستها و پاها پراکنده شده است.
در روي ستون فقرات بعضي از پلنگها، خالها دنبال هم قرار گرفته و به صورت نوار نمايان مي شود.
محل زندگي پلنگ ايران جنگلها و ارتفاعات کوهستاني تا حدود 4000 متر ارتفاع است. پلنگها زندگي در نواحي پردرخت و صخره اي و نزديک رودخانه را ترجيح مي دهند. کمتر به سمت کوهپايه پايين مي آيند و به ندرت در دشتها ديده مي شوند. اگر چه پلنگها بيشتر به هنگام شب فعاليت دارند ولي در روز هم ديده مي شوند. پلنگ داراي استعداد جسمي بي همتايي است؛ از درخت و صخره با چالاکي بالا مي رود، دو و پرش اين گربه تحسين آميز است، راحت شنا مي کند و در شکار چنان مهارتي دارد که نظير آن کمتر ديده مي شود و سازش پلنگ با اکوسيستمهاي مختلف نيز بازتابي از قدرت و انعطاف پذيري اين جانور است. وجودش ظاهراً فقط منوط به حضور طعمه هاي مورد علاقه، يعني کل و بز و قوچ و ميش و گراز است (درايران).
لذا همان طور که اشاره شد پلنگهاي بزرگ جهان است، و وزن آن به 90 کيلوگرم مي رسد؛ در مقابل، وزن نمونه هاي بزرگ پلنگهاي آفريقا و هندوستان حدود 60 کيلوگرم است.
فصل جفت گيري پلنگ، اواسط زمستان و دوران بارداري آن حدود 5/3 ماه است. تعداد توله ها نيز 2 تا 3 قلاده است که بعد از 10 روز چشم باز مي کنند.
متوسط طول عمر پلنگ 18 سال است و در سن بلوغ به غير از دوران جفتگيري، به طور انفرادي ديده مي شود. البته عمر طبيعي پلنگهاي نر بيشتر از پلنگهاي ماده است. از جمله افرادي که روي عادات و رفتار پلنگ ايران تحقيق و مطالعه داشته خانم آرزو صانعي است. وي در پايان نامه کارشناسي خود تحت عنوان «بررسي وضعيت پلنگ در ايران» به راهنمايي دکتر هدايت ا... تاجبخش (تابستان 1383)، به بررسي مرفولوژي پلنگ ايران، خصوصيات و رفتار، پراکنش پلنگ در ايران، عوامل تهديد آن در ايران و غيره پرداخته است، و در تهيه مطالب پيش روي شما، مطالعات و تحقيقات ايشان نيز استفاده شده است.
پلنگ نسبت به ساير گربه هاي وحشي گسترده ترين توزيع را دارد و تنوع زيادي را از نظر ظاهري رفتار، درنده خويي و ابعاد جثه نشان مي دهد.
پلنگ جزو معدود جانوراني است که خيلي راحت خود را با تغييرات محيط زندگي وفق مي دهد. بسيار پنهان کار و زيرک هستند. در ميان گربه هاي بزرگ شايد بهترين کمين کننده ها باشند. بسيار چابک از درخت پايين مي آيد. علاوه بر توان صعود، شناگران ماهري نيز هستند، اما مانند ببرها به آب علاقه نشان نمي دهند.
شنوايي و بينايي، از قوي ترين حواس آنهاست. پلنگها به دليل عادت شبگردي و به علت مزيت پنهان کاري خود، مي توانند در کنار مناطق مسکوني انسانها زندگي کننند بدون اينکه شناسايي شوند. پلنگ اين توانايي را دارد که به شکار خود بدون اينکه ديده شود، بسيار نزديک گردد، سپس با کمين کردن و پرش، پس گردن يا گلوي طعمه را گاز مي گيرد.
همانطور که ذکر شد زمان جفتگيري پلنگ در ايران ماههاي بهمن و اسفند است. مرگ و مير توله ها در سال اول تولد 41 درصد تا 50 درصد در سال تخمين زده مي شود فاصله بين دو زايش به طور متوسط 15 ماه تا دو سال است. البته اين مدت با از بين رفتن نوزاد حيوان، کوتاه تر مي شود. سن استقلال 14 تا 18 ماهگي است. در مناطقي که شکار فروان است، به ويژه اگر زيستگاه همسايه توسط پلنگهاي ديگر اشغال شده باشد، ممکن است جدا شدن توله ها به تأخير بيفتد، اما به طور کلي نرها در 18 ماهگي به دنبال قلمرو خاص خودشان مي گردند و ماده ها بعد از 2 سال مادر را ترک مي کنند؛ اگرچه همچنان در نزديکي پايگاه مادر باقي مي مانند.
نسبت جنسيت در سن بلوغ در پلنگها به نسبت يک نرو 8/1 است. سن آخرين بارداري و تولد مثل به طور متوسط 5/8 سال در باغ وحش براي مادهها و در محيط طبيعي 12 سال براي هر دو جنس است.
همانطور که ذکر شد، چشمان نوزاد پلنگ در هنگام تولد بسته است، شايد دليل آن حفاظت چشمها در برابر خورشيد و جلوگيري از سرگرداني نوزاد باشد. بعد از حدود 10 تا 14 روز چشمان نوزاد باز مي شود.
در مورد سازگاري پلنگ براي شکار کردن و زندگي راحت تر چند نکته قابل ذکر است؛ از جمله پوست شل شکم که کمک مي کند تا هنگام لگد زدن شکار، پلنگ کمتر صدمه ببيند و موهاي متراکم و انبوه براي حفاظت حيوان از آب و هواي سردتر، پوشش خالدار استتار حيوان، بلندتر بودن پاها نسبت به دستها براي تسهيل پرديدن (اين خصوصيت در شکار، زبان زبر براي کندن پوست شکار و جدا کردن آن گوشت و جدا کردن گوشت از استخوان.
پلنگ در زمانها و مکانهاي مختلف، نمايه هاي گوناگوني را به جاي گذارد. بدين ترتيب براي مشاهده و بررسي هر يک از اين نمايه ها با در نظر گرفتن شرايط و نحوه ايجاد آن بايد زمان و مکان خاصي را براي جست و جوي آن انتخاب کرد.
در بررسي رد پاي پلنگ نیز مانند بسیار دیگر از حیوانات، مناسب ترین زمان هنگام طلوع آفتاب است.نمايه ها در مورد پلنگ عبارتنداز: لانه، صدا، بو، مدفوع، ادرار, خراشدگ بر رو درخت، له شدگي پوشش گاه (محل غلتدن پلنگ)، ردپا، آثار باق مانده از شکار طعمه.
تجزيه و آناليز مدفوع پلنگ نيز مي تواند اطلاعات بسياري درباره وضعيت و نوع تغذيه حيوان به ما بدهد. به طور مثال در مورد پيداشدن مدفوع پلنگ که پشم سفيد در آن بود (سولگرد پارک ملي گستان)، پس از تجزيه و مشاهده محتويات مدفوع، ناخن يک پلنگ در آن پيدا شد و مشخص شد که پلنگ از يک پلنگ ديگر تغذيه کرده است.
بررسي واکنش پلنگ در ايران (گذشته و حال)
در سالهاي قبل از 1340 زندگي در اکثر جوامع روستايي ايران به صورت کشاورزي و دامداري به روش سنتي بود. رشد، توسعه و گسترش شهرها نيز مسير کندي را طي مي کرد. در نتيجه در اکثر اکوسيستمهاي ايران گله هاي قوچ و ميش و کل و بز وحشي در اغلب تپه ماهورها و ارتفاعات و کوههاي بلند و مرتفع سلسله جبال البرز و زاگرس مشاهده مي شد. اکثر کوههاي بينابيني و منفرد اين دو رشته کوه هم در ايران رد پاي پلنگ را در خود داشت. اين حيوان نيز اجزاي مهم اکوسيستمهاي ايران محسوب مي شد. (زيرا پلنگ به عنوان يک گوشتخوار در رأس هرم غذايي قرار دارد).
علاوه بر مناطق و مراتع کوهستاني و جنگلي که حيوان به صورت بومي در آنها زندگي مي کرد و تمام عشاير و دامداران و جنگل نشينان 50 سال گذشته ايران به خوبي با آن آشنايي داشتند، حيوان به صورت گذاري در پي مهاجرتهاي قوچ و ميش وحشي و يا در پي آهو و جبير که مخصوص مناطق دشتي ايران هستند، در دشتها نيز مشاهده مي شد و ساکنان مناطق دشتي ايران نيز با آن آشنايي داشتند و گه گاه از مناطق دشتي و بياباني و کويري نيز وجود پلنگ گزارش مي شد، چنانکه در منابع قديمي پلنگ در مناطق دشتي نيز ثبت شده است. براساس مستندات و خاطرات شکارچيان و گزارشات و سفرنامه هاي معتبر سياحان و جهان گردان خارجي و افراد با سابقه و صاحب نظر داخلي در امور حيات وحش ايران، اين حيوان در 50 سال گذشته در کليه نقاط کوهستاني و جنگلي ايران وجود داشته و زندگي مي کرده است r،
یکی از مهمترین زیستگاه های پلنگ ایرانی هم اکنون بخش سردشت و شهیون دزفول است، که این جانور بسیار کمیاب و رو به انقراض در آنجا یا دیده شده و یا آثار حضورش یافت شده، متاسفانه چند غلاده از این حیوان مهم و در خطر انقراض توسط عشایر شکار شده است و ضربات جبران ناپذیری را به حفظ این گونه ی ملی و بومی زده.
منابع:
اسکندر فيروز (1378) حيات وحش ايران، مرکز نشر دانشگاهي
اسماعيل اعتماد (1364) پستانداران ايران، سازمان حفاظت محيط زسيت.
هدايت ا... تاجبخش (1374) نخجيران، موزه آثار طبيعي و حيات وحش ايران.
آرزو صانعي (1383) بررسي وضعيت پلنگ درايران، پايان نامه کارشناسي.
بيژن فرهنگ دره شوري (1355) راهنماي پستانداران ايران، سازمان حفاظت محيط زيست
فرستنده: بهنام قربانی(با کمی ویرایش).
هدف از ساخت این وبلاگ در اختیار قرار دادن اطلاعاتی مفید و جامع در مورد شهرستان دزفول به دور از شلوغی ها و پیچ و خمهای وبلاگ ها و سایتهای معمول و در فضایی منظم است، که در کمترین زمان ممکن بیشترین اطلاعات را در اختیار علاقمندان قرار دهد.