مردم قدیم دزفول اعتقاد داشتند که جنُی است که خود را به شکل انسان در می آورد و شب هنگام یا صبح خیلی زود هنگامی که هنوز هوا تاریک است به درب خانه ی اشخاص می رود و به بهانه ی دوست و همکار شخص را به رفتن سر کار دعوت می کند اما در میانه راه این موجود شروع به بزرگ شدن می کند و قدش بزرگ می شود، بقدری که سرش به آسمان می رسد اما حساسیت این موجود عظیمه الجثه تنها به یک جمله است:

«سیزَن جُل دُوز اَرا نِمِک»

یعنی:سوزن بزرگ پالون دوز و سنگ نمک.

و هنگامی که شخص می فهمد که گرفتار این موجود شده و این جمله را به زبان می آورد او کوچک و کوچکتر شده و فرار می کند.

منبع:کُلمِجور،ص64